الشيخ أبو الفتوح الرازي

206

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اى ، طلل قديم موحش ( 1 ) ، و قال آخر : لمّية موحشا طلل يلوح كأنّه خلل و اين مثال نيك ( 2 ) نيست كه آوردند اين جا براى آن كه در هر دو بيت صفت و موصوف هر دو نكره‌اند ، به صفت نشايد . و در آيت ، قلوبهم معرفه است جز حال را نشايد ، اگر مقدّم بود و اگر مؤخّر ، و اگر تأخير كنى گويى : قلوبهم لاهية مبتدا و خبر باشد ، پس بيتها بر وزن ( 3 ) آيت نيست . * ( وَأَسَرُّوا النَّجْوَى ) * ، و پنهان با يكديگر گويند ( 4 ) . پس گفتند : * ( هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ) * ، اين محمّد هست جز يكى از شما آدمى ( 5 ) همچون شما ؟ و نحويان در وجه ضمير جمع كه در پيش فاعل افتاد خلاف كردند . و بر قياس كلام ايشان ، « و اسرّ » بايست براى آن كه فعل مسند يا با ضمير تواند بودن يا با اسم ظاهر ( 6 ) ، چون با ضمير اسناد كردند با ظاهر نتوان كردن . فرّاء گفت : « الَّذين » ، در محلّ جرّ است على بدل النّاس او صفته ، كأنّه قال : اقترب للنّاس الَّذين ظلموا ، اى للنّاس الظَّالمين حسابهم ، و در اين وجه بعدى است لبعد ما بين البدل و المبدل عنه . و بعضى دگر گفتند : بدل ضمير است كه « واو » است فى قوله : * ( وَأَسَرُّوا ) * ، چنان كه گفت : ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ ( 7 ) . . . ، و اين وجهى قريب است . كسائى گفت : در كلام تقديم و تأخيرى است ، و تقدير آن است . الَّذين ظلموا اسرّوا النّجوى . و وجهى دگر آن است كه : خبر مبتداى محذوف است ، و التّقدير : هم الَّذين ظلموا . و وجهى دگر آن است كه : اين بر لغت آنان است از عرب كه گفتند : اكلونى البراغيث ، قال شاعرهم : بك نال النّضال دون المساعي و اهتدين النّبال للاغراض

--> ( 1 ) . اين عبارت در همهء نسخه بدلها ، پس از بيت بعدى آمده است . ( 2 ) . آب ، آز : نيكو . ( 3 ) . اساس : برون خوانده مىشود ، به قياس با نسخهء آط و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . آط ، آج ، لب : به سرّ گفتن ، آب ، آز : به سر گفتند . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب : آدميى . ( 7 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 71 . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها تواند بود .